مصاحبه با تاد رز نویسنده کتاب اسب سیاه
موفقیت اغلب با ثروت، مقام و قدرت تعریف میشود، اما تاد رز، پژوهشگر دانشگاه هاروارد، معتقد است که زمان تغییر این دیدگاه فرارسیده است. او در کتاب محبوب خود با عنوان اسب سیاه: رسیدن به موفقیت و کامیابی از مسیری کاملاً متفاوت از آنچه همه به ما می گویند، بررسی میکند که چگونه افرادی که مسیرهای غیرمعمول را انتخاب میکنند، میتوانند با اولویت دادن به رضایت شخصی، به موفقیت برسند. در در ادامه شما میتوانید متن مصاحبه با تاد رز نویسنده کتاب اسب سیاه با شبکه CBS که در آن رز دیدگاه های خود را در مورد بازتعریف موفقیت، مسئولیتپذیری فردی و ایجاد سیستمهایی که تفاوتهای فردی را به رسمیت میشناسند، بخوانید. شما میتوانید برای تهیه کتاب اسب سیاه روی لینک کلیک کنید.
آقای رز، مشکل دیدگاه فعلی ما نسبت به موفقیت چیست؟
برای بسیاری از ما، مفهوم موفقیت به شکلی محدود و یکجانبه تعریف شده است. اغلب تصور میکنیم که موفقیت تنها در دستیابی به ثروت، مقام یا قدرت خلاصه میشود و گمان میکنیم که برای رسیدن به این اهداف باید خوشبختی و رضایت شخصی خود را قربانی کنیم. این دیدگاه ما را به سمتی سوق میدهد که موفقیت را تنها در چارچوب معیارهای جامعه یا فشارهای بیرونی بسنجیم، نه بر اساس آنچه واقعاً برای ما اهمیت دارد. اما همانطور که داستانهای الهامبخش کتاب اسب سیاه نشان میدهند، این باور یک اشتباه بزرگ است. موفقیت واقعی زمانی حاصل میشود که رضایت شخصی و خوشبختی خود را در اولویت قرار دهیم و بهجای پیروی از الگوهای سنتی، مسیری منحصربهفرد و متناسب با انگیزهها و ارزشهای درونی خود را دنبال کنیم.
اولویت دادن به رضایت شخصی چگونه میتواند بدون اینکه به نظر غیرمسئولانه باشد، عملی شود؟
همه چیز به پذیرش مسئولیت شخصی در قبال تصمیمات و انتخابهایمان بستگی دارد. افرادی که ما در تحقیقات خود مطالعه کردیم، هیچگاه از مسئولیتپذیری شانه خالی نکردند و در مسیر دستیابی به چیزی که واقعاً آنها را راضی و خوشحال میکرد، حاضر بودند فداکاریهای بزرگی انجام دهند. آنها میدانستند که موفقیت واقعی از طریق تعهد، تلاش مستمر و تحمل سختیها به دست میآید، نه با اتکا به دیگران. بهعنوان مثال، اگر کسی رویای بازیگر شدن داشته باشد و در شرایط سختی مانند زندگی با هفت هماتاقی در هالیوود و کار کردن در دو شغل مختلف تلاش کند، این نشاندهنده مسئولیتپذیری و تعهد او به هدفش است. اما در مقابل، اگر همان فرد به جای تلاش، صرفاً انتظار داشته باشد که والدینش تمام هزینههای زندگی او را تامین کنند و خود هیچ تلاشی نکند، این رویکرد کاملاً متفاوت است و نمیتواند منجر به موفقیت واقعی شود. مسئولیتپذیری یعنی باور داشتن به تواناییها و تلاش برای رسیدن به اهداف، حتی زمانی که مسیر پر از چالش و سختی باشد.
کتاب شما از چه کسانی الهام گرفته است؟
در این کتاب به افرادی مثل جنی مککورمک، ستارهشناس برجستهای که بدون داشتن مدرک دانشگاهی به جایگاهی قابل توجه در علم رسید، و سوزان راجرز، مهندس صدایی که با هنرمند افسانهای پرینس همکاری کرد و بعدها استاد دانشگاه شد، پرداخته میشود. این افراد نمونههایی از آنچه نویسنده آنها را «اسبهای سیاه» مینامد، هستند؛ افرادی که مسیرهای غیرمعمولی را برای دستیابی به موفقیت طی میکنند. اسبهای سیاه اغلب در ابتدا نادیده گرفته میشوند و شاید حتی با نگاههای شکاکانه روبهرو شوند، اما زمانی که به موفقیت میرسند، ناگهان بهعنوان نمادهای الهامبخش شناخته میشوند. آنچه آنها را متمایز میکند، توانایی درک عمیق از آنچه واقعاً به آنها انگیزه میدهد و پایبندی بیقیدوشرط به آن است، حتی زمانی که شرایط علیه آنها باشد. این تعهد و وفاداری به انگیزههای درونی نه تنها مسیر موفقیت را برایشان هموار کرده، بلکه نشان میدهد که چگونه افراد میتوانند با اعتماد به خود و انتخاب مسیرهایی متفاوت، به موفقیتی عمیقتر و پایدارتر دست یابند.

مصاحبه با تاد رز نویسنده کتاب اسب سیاه
شما خودتان را یک اسب سیاه توصیف کردهاید. میتوانید از مسیر زندگیتان برای ما بگویید؟
من در دوران جوانی با چالشهای بزرگی روبهرو شدم؛ دانشگاه را رها کردم و تا ۲۰ سالگی دو فرزند داشتم، در حالی که زندگیام به کمکهای دولتی وابسته بود. روزهای سختی را سپری میکردم و احساس میکردم در مسیری گم شدهام که هیچ افقی برای موفقیت ندارد. اما در یکی از آن لحظات ناامیدی، پدرم نصیحتی به من کرد که زندگیام را متحول کرد. او گفت که اگر میخواهم به چیزی بهتر دست پیدا کنم، باید ابتدا بفهمم چه چیزی واقعاً مرا انگیزه میدهد و به آن پایبند بمانم، حتی اگر مسیر دشوار و غیرمعمول باشد. این کلمات به ظاهر ساده، مرا واداشت تا عمیقاً به خواستهها و انگیزههایم فکر کنم. با این دیدگاه جدید، توانستم مدرک دیپلم بگیرم، وارد دانشگاه شوم و قدم به قدم پیش بروم تا سرانجام به دانشگاه هاروارد راه پیدا کنم. امروز، در همان جایی که روزی رؤیای آن را در سر داشتم، درباره عواملی که افراد را به موفقیت میرساند تحقیق میکنم و به دیگران کمک میکنم مسیر خود را پیدا کنند.
در کتاب خود از چیزی به نام «بازی قضاوت» برای کشف انگیزههای شخصی صحبت کردهاید. این بازی چیست؟
این فرآیند در عین سادگی، میتواند تأثیر عمیقی بر درک شما از انگیزههایتان داشته باشد. کافی است به فعالیتهایی که از انجام آنها لذت میبرید فکر کنید و به دنبال دلایل این لذت باشید. برای مثال، اگر از فوتبال لذت میبرید، ممکن است بخواهید بررسی کنید که آیا دلیل این علاقه رقابت و هیجان موجود در بازی است، یا شاید بودن در فضای باز و حس آزادی شما را جذب میکند، و یا ممکن است ارتباطات و همدلیای که در کار تیمی شکل میگیرد برایتان اهمیت داشته باشد. با ادامه این پرسشها و عمیقتر شدن در پاسخهای خود، میتوانید به کشف انگیزههای پنهان و اساسیتری دست پیدا کنید. این بینشها نه تنها به شما کمک میکنند تا خودتان را بهتر بشناسید، بلکه میتوانند مسیر روشنی به سوی رضایت شخصی و خوشبختی پایدار فراهم کنند و راهنمایی شوند که انتخابها و تصمیمات زندگیتان را بر پایه آنچه واقعاً برایتان ارزشمند است، بنا کنید.
شما مخالف ایده «یک نسخه برای همه» در زمینه رضایت شخصی هستید. چرا این موضوع اهمیت دارد؟
هر فرد با ویژگیها، علایق، و انگیزههای منحصربهفرد خود با دیگران متفاوت است و همین تفاوتها است که به زندگی تنوع و معنا میبخشد. تلاش برای اینکه همه افراد را در یک قالب مشخص قرار دهیم و از آنها انتظار داشته باشیم که مطابق یک مسیر از پیش تعیینشده پیش بروند، نه تنها کارایی ندارد بلکه موجب از بین رفتن استعدادها و پتانسیلهای بسیاری میشود. پذیرش و احترام به این تفاوتهای فردی میتواند دریچهای به سوی ایجاد سیستمهایی باز کند که انعطافپذیر، هوشمند و متناسب با نیازهای هر فرد باشند. بهویژه در حوزه آموزش، که پایهگذار موفقیتهای آینده است، اگر بتوانیم این تفاوتها را به رسمیت بشناسیم و برای هر فرد مسیری متناسب با تواناییها و علایقش طراحی کنیم، نه تنها موفقیت فردی بلکه خوشبختی و رضایت درونی نیز به دست خواهد آمد. چنین رویکردی، نه تنها برای افراد بلکه برای کل جامعه، تحولی بزرگ و سازنده خواهد بود.
والدین چگونه میتوانند به فرزندان خود کمک کنند تا انگیزهها و پتانسیلهایشان را کشف کنند؟
این فرآیند با پرسیدن سوالاتی در مورد چیزهایی که برای فرزندان اهمیت دارند و آنها را انگیزه میدهد آغاز میشود. بهعنوان والدین، بسیاری از ما زمان زیادی را صرف ارائه دیدگاهها و ایدههای خود در مورد اینکه چه چیزی باید برای فرزندانمان مهم باشد یا چگونه باید به زندگی نگاه کنند، میکنیم. با این حال، کمتر پیش میآید که فضایی فراهم کنیم تا آنها خودشان به طور مستقل کشف کنند چه چیزی واقعاً برایشان اهمیت دارد یا چه چیزهایی انگیزهبخش آنهاست. این در حالی است که کمک به فرزندان برای درک عمیقتر از علایق، ارزشها و انگیزههایشان نه تنها باعث رشد اعتماد به نفس آنها میشود، بلکه به آنها اجازه میدهد مسیر زندگیشان را با آگاهی و انگیزه بیشتری طراحی کنند. بنابراین، به جای صرفاً دیکته کردن ارزشها و اهداف، بهتر است گفتوگویی باز و همدلانه با آنها داشته باشیم و از آنها بخواهیم خودشان درباره خواستهها و آرزوهایشان فکر کنند.

مصاحبه با تاد رز نویسنده کتاب اسب سیاه
بسیاری از افراد احساس میکنند که به دلیل فشارهای مالی یا مشکلات زندگی نمیتوانند همیشه کاری را که دوست دارند انجام دهند. چگونه میتوان طرز فکر «اسب سیاه» را به کار برد؟
این طرز فکر برای افرادی که هیچ شبکه ایمنی ندارند حتی مهمتر است، زیرا برای آنها هر انتخاب و تصمیم میتواند تأثیر عمیقی بر آیندهشان بگذارد. زمانی که هیچگونه پشتیبانی مالی یا اجتماعی وجود ندارد، هر تصمیمی که میگیرند، از کوچکترین انتخابها تا بزرگترین گامها، ممکن است سرنوشت آنها را رقم بزند. در این شرایط، دانستن اینکه واقعاً چه چیزی شما را انگیزه میدهد، یعنی درک عمیق از علایق، آرزوها و ارزشهای شخصیتان، میتواند راهنمای شما در انتخابهای درست و بهینه باشد. این آگاهی به شما کمک میکند تا تصمیماتی آگاهانهتر و مؤثرتر بگیرید و مسیرهای موفقیت را پیدا کنید، بدون اینکه دچار اشتباهات ناشی از عدم شناخت خود یا شرایط شوید. در نهایت، توانایی تصمیمگیری با درک صحیح از انگیزههای درونیتان، به شما این امکان را میدهد که حتی در دشوارترین شرایط، مسیرهای موفقیت و رشد شخصی را برای خود هموار کنید.
همانطوری که در مصاحبه با تاد رز نویسنده کتاب اسب سیاه متوجه شدید، موفقیت نباید به بهای از دست دادن خوشبختی تمام شود. با اولویت دادن به رضایت شخصی و پذیرش تفاوتها، همه ما میتوانیم مسیرهای منحصر به فرد خود را به سوی موفقیت پیدا کنیم.
