-91%
کتاب اعترافات
کتاب اعترافات اثرِ ژانژاک روسو، نه تنها یک اتوبیوگرافیِ کلاسیک، بلکه نقطه عطفی در ادبیاتِ جهان است که در آن، مرزهایِ میانِ «زندگیِ خصوصی» و «تاریخِ فکری» درهممیشکند. روسو در دورانی که از فشارهایِ سیاسی و خشمِ دولتهایِ وقت به انگلستان پناه برده بود، در میانهیِ آوارگی و فروپاشیِ روانی، دست به کارِ نوشتنِ این اثر شد؛ کاری که خود آن را نه صرفاً بیانِ حوادث، که آیینهیِ تمامنمایِ ضمیرِ خویش میدانست.
تفاوتِ بنیادینِ کتاب اعترافات روسو با آثارِ پیش از خود ــ همچون اعترافاتِ آگوستین یا سانتا ترسا ــ در تغییرِ کانونِ توجه است. در حالی که پیشینیانِ او، اعتراف را مجالی برایِ بازگشت به معنویت و تزکیهیِ روح میدانستند، روسو دوربینِ خود را بر تجربیاتِ مادی، احساساتِ انسانی، لغزشهایِ اخلاقی و پیچیدگیهایِ روانیِ خود متمرکز کرد. او بیپروا و عریان، از ضعفها، شرمها و خطاهایِ خویش نوشت و با روحیهای پرشور، داستانِ «خود» را به شکلی روایت کرد که پیش از او در ادبیاتِ جهان بیسابقه بود.
روسو در این کتاب، که پس از مرگش منتشر شد، به جستجویِ حقیقتِ درونیاش میرود. او که خود الهامبخشِ انقلابِ فرانسه و اندیشههایِ مدرن بود، در این اثر نشان میدهد که چگونه یک نابغهیِ فلسفی میتواند در چنبرهیِ پارانویا، سادومازوخیسم و فشارِ افکارِ عمومی، به مرزهایِ جنون نزدیک شود. البته، همانطور که مورخانی چون «پال جانسون» اشاره کردهاند، این کتاب لزوماً یک سندِ تاریخیِ دقیق نیست؛ بلکه حقیقتِ روسو است؛ روایتی آمیخته با ذهنیتِ شخصی که بیش از وقایعِ بیرونی، به حقیقتِ «تجربهیِ زیسته» اهمیت میدهد.
خواندنِ کتاب اعترافات با ترجمهیِ مهستی بحرینی، سفری است به اعماقِ ذهنِ مردی که جهانِ مدرن را با اندیشههایِ سیاسیاش دگرگون کرد، اما خود در هزارتویِ احساساتِ متلاطم و ناآرامِ خویش سرگردان ماند. این کتاب، گواهی است بر شجاعتِ نویسندهای که جرأت کرد خود را چنانکه هست، با تمامیِ زشتیها و زیباییهایش، در برابرِ قضاوتِ تاریخ قرار دهد.

نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.